نعره های بی امونم ، گوشه آسمون رو کر کردمگه فریادم رو نشنید ، که داره دیر می شه ، برگرد
آی به گوشش برسونین ، کسی جز من نمی تونهکوله بار غصه هاشو ، روی دوشش بکشونهاین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهاین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهاین همه راه رو نمی شه با غریبه ها سفر کردآی به گوشش برسونین ، که داره دیر می شه ، برگردآی به گوشش برسونین ، کسی جز من نمی تونهکوله بار غصه هاشو ، روی دوشش بکشونهاین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهاین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهاین همه راه رو نمی شه با غریبه ها سفر کردآی به گوشش برسونین ، که داره دیر می شه ، برگردآی به گوشش برسونینمن که جاشو پر نکردم ، شاید اصلا نمی دونهآی به گوشش برسونین ، یکی این جا نگرونه (نگرونه)نمی تونم بی تفاوت رو گذشته پا بذارماون که پاره ی تنم بود ، چه جوری تنها بذارماین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهاین همه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونهداره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونهداره دیر می شه ، برگرد دل نوشته های یک دختر......